داستان کوتاه.ترسناک

18+

صحت داستان تایید نمیگردد

 زماني تو يك خونه 1000متري زندگي ميكردم كه حالت باغ داشت ساختمون خونه هم ويلا يي بود شنيده بودم قبلا جن ها تو اين خونه بودن و... و يك سري كارايي انجام شده تا رفتن من شبا تفنگ باديمو برميداشتم با سگم ميرفتم ...

در ادامه مطلب بخوانید


موضوعات مرتبط: داستان کوتاه. ترسناک ، ،
برچسب‌ها: داستان کوتاه,ترسناک,ویلا,خانه,وحشتناک,جن,روح,ماورای طبیعه,ازما بهترون,ترسناک واقعی,شبح, ,

ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : فردا گستر |

داستان کوتاه.ترسناک

18+

صحت داستان تایید نمیگردد


هنگام غروب بود ، خورشید نارنجی رنگ سطح آبی دریا رو سرخگون کرده
بود.پیرمردي ریش سفید به بدنه کهنه پیکان کرم رنگی تکیه زده دست در
جیب ایستاده بود.سیگار مچاله اي بیرون آورد و بروي لبش گنجاند و سپس
به ضرب کبریت روشنش کرد.
هنوز اولین پک رو نزده بود که یک خانواده چهار نفره از راه رسید و سوار
ماشین شدند...


در ادامه مطلب بخوانید


موضوعات مرتبط: داستان کوتاه. ترسناک ، ،
برچسب‌ها: داستان کوتاه , ترسناک,شب,داستان ترسناک,ترسناک واقعی,دخترک عاشق,جسد,وحشت,جن,روح,ازما بهترون, 18+, ,

ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : فردا گستر |

نرم افزار IDM (اینترنت دانلود منیجر) بدون شک بهترین و قوی ترین نرم افزار برای مدیریت دانلود است.

توسط این نرم افزار میتوانید فایل های مورد نظر خود را با سرعت بیشتری دانلود کنید. همچنین امکان دسته بندی دانلود ها، تنظیم ساعت شروع و پایان دانلود، و قابلیت Resume (ادامه دانلود در صورت قطع شدن) را دارد.

از دیگر قابلیت های بسیار مهم این نرم افزار، میتو ...


موضوعات مرتبط: کلیه محصولات Adobe ، مرورگر اینترنت ، دسکتاپ و اسکرین سیور ، تعمیر و بهینه سازی ویندوز ، مدیریت پسورد و پنهان سازی ، نرم افزار چت و مسنجر ، نرم افزار فشرده سازی ، دانلود نرم افزار کاربردی ، دیکشنری و مترجم ، نقاشی مشاهیر جهان ، عکس تابلو فرش ایرانی ، kaspersky کلید معتبر (رایگان) ، Nod 32 یوزرنیم (رایگان) ، آنتی ویروس Kaspersky ، آنتی ویروس ESET , Nod32 ، آنتی ویروس Comodo ، نرم افزار امنیت و هک ، موسیقی بی کلام,بهترین ها ، داستان کوتاه. حکایت ، داستان کوتاه. ترسناک ، تکنولوژی فن آوری IT ، ،
برچسب‌ها: فروش لایسنس نرم افزار , لایسنس قانونی آنتی ویروس , ,

ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : فردا گستر |

 داستان کوتاه.ترسناک

+18

صحت داستان تایید نمیگردد

اون زن همسایمون که تو بچگیم دیدمش و همه میگفتن جن زده شده (مجنون)، برای مداواش مردی رو آوردند که من تو عالم بچگیم ازش میترسیدم. آخه اون زن با زنجیر به یه تخت بسته بودنش وازبس گریه کرده بود وترسیده بود صورتش ورم کرده وچشماش داشت از حدقه در میو مد وهی...

در ادامه مطلب بخوانید


موضوعات مرتبط: داستان کوتاه. ترسناک ، ،
برچسب‌ها: داستان کوتاه , ترسناک , واقعی , جن , روح , از ما بهترون , احضار ارواح و جن , +20 , ,

ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : فردا گستر |

 داستان کوتاه.ترسناک

+18

صحت داستان تایید نمیگردد

در حدود بیست و چهار سال قبل دوستی نزد من آمد و گفت حکایتی عجیب دارم و آن این است که مدتها قبل خانه ای خریدم که به هنگام خرید سمت غرب حیاطش دیوار نداشت وقتی علت را سؤال کردم ...


در ادامه مطلب بخوانید


موضوعات مرتبط: داستان کوتاه. ترسناک ، ،
برچسب‌ها: داستان کوتاه , ترسناک واقعی , منزل نو , خانه , وحشت , جن , روح , ماوراء طبیعت , ازما بهترون , ,

ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : فردا گستر |

  داستان کوتاه.ترسناک

18+ صحت داستان تایید نمیگردد

پدرش در حالي كه كنترل تلويزيون رو بصورت اشاره بسمتش گرفته بود

گفت:‌مگه تو فردا نيايد بري مدرسه؟؟؟نصفه شبي نشستي فيلم ترسناك ميبيني ....

بدو برو بخواب ببينم...عليرضا با حالتي شكست خورده از جا بلند شد و به اتاقش رفت..

كنجكاوانه دلش ميخواست آخر فيلمو بدونه بسمت در رفت و از لاي در نگاهي به

 

تلويزيون انداخت كه پدرش روبروش نشسته و مشغول پك زدن به سيگاري كه....


در ادامه مطلب بخوانید


موضوعات مرتبط: داستان کوتاه. ترسناک ، ،
برچسب‌ها: داستان کوتاه , ترسناک , لیلا داستان ترسناک واقعی , روح , ازمابهترون , جن , وحشت , داستان واقعی , ترسناک , 18+ , ,

ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : فردا گستر |

 داستان کوتاه.ترسناک

صحت داستان تایید نمیگردد 18+

حساس کردم کسی در ذهنم فریاد زد "نگران نباش" و چند لحظه بعد، صدای مهیبی از آشپزخانه آمد و من بلند شدم رفتم آنجا دیدم یکی از ظرف ها بوده که افتاده است...

در ادامه مطلب بخوانید


موضوعات مرتبط: داستان کوتاه. ترسناک ، ،
برچسب‌ها: داستان کوتاه , ترسناک , ماجرای سرماخوردگی من , استاد , دانشگاه , ازمابهترون , روح , ماورای طبیعت , ترسناک واقعی , داستان ترسناک , جن , ,

ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : فردا گستر |

 داستان کوتاه.ترسناک

18+

صحت داستان مورد تایید نیست

شب از نيمه گذشته و ماه در آسمان غايب ابرهاي پراكنده اي آسمان را پوشانده بود

در كوچه پس كوچه هاي يكي از محله هاي جنوب شهر

زني با چادري سياه به ديوار كوچه تكيه زده بود

لحظاتي گدشت در چوبي خانه اي كه كنارش بود باز شد

و يك پيرزن هراسان بيرون آمد

با ديدن زن جوان سري تكان داد و گفت: بيا تو

تا همسايه ها نيديدن...

در ادامه مطلب بخوانید


موضوعات مرتبط: داستان کوتاه. ترسناک ، ،
برچسب‌ها: داستان کوتاه , ترسناک , فرزند حرام زاده , روح , ماورای طبیعت , ترسناک واقعی , داستان ترسناک , جن , ازمابهترون , ,

ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : فردا گستر |

 داستان کوتاه.ترسناک

18+

صحت داستان تایید نمیگردد

د مادرش یه قابله بوده و تو کارش خیلی وارد بوده . اونا شمال زندگی میکردن . از مادر بزرگش نقل میکنه که یه روز دم غروب یه سری افراد در منزل اونا رو میزنن و مثل اینکه کار خیلی مهمی باهاش داشتند. وقتی در رو باز میکنن با صحنه عجیبی رو به رو میشن. اون طور که میگه اون اشخاص آدم نبودند بلکه " از ما بهترون بودند " .

بالاخره این قابله خان کوپ میکنه و کلی میترسه . اما اونا میگن که باهاش کاری ندارن و فقط ازش کمک میخوان . اونم اینه که یکی از همسرهای رئیسشون داره بچه میزاد خیلی درد میکشه ...

در ادامه مطلب بخوانید


موضوعات مرتبط: داستان کوتاه. ترسناک ، ،
برچسب‌ها: داستان کوتاه , ترسناک , قابله , بچه ازمابهترون , روح , ماورای طبیعت , ترسناک واقعی , داستان ترسناک , جن , ازمابهترون , ,

ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : فردا گستر |

15+

داستان کوتاه.ترسناک

برگهاي سبز درختان به‌ آخرت خويش مي رسيدند.

مسعود لطيفي جواني 27 ساله بود كه براي

زندگي در تهران چند سالي از روستاي مادريش

بيرون زده و راهي شهر شده بود

و حدودا دوهفته اي يكبار سري به مادر پيرش ميزد.

از نظر زندگي وضعيت متوسطي داشت و تنها زندگي ميكرد.

آن روز برعكس هميشه كارهاي شركت بيشتر از روزاي ديگه بودند

عليرضا دوست و همكار مسعود در حالي كه ليوان چايي 

رو سر ميكشيد گفت: راستي مسعود امشب كرح نميري؟..

در ادامه مطلب بخوانید


موضوعات مرتبط: داستان کوتاه. ترسناک ، ،
برچسب‌ها: داستان کوتاه , ترسناک , دیوانگی , زن همسایه , ماورای طبیعت , جن , روح , داستان ترسناک واقعی , ,

ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : فردا گستر |

 18+

صحت داستان تایید نمیگردد

سالها پیش وقتی که بچه بودم اتفاق جالبی افتاد واون اینکه زن همسایمون بخودی خود مریض شد ، اصلا" بگم کاملا" دیوونه شد 
من که بچه بودم ولی بزرگترا میگفتن که اون جن زده شده و داستانی رو براش تعریف میکردند، واینکه من هیچ وقت نتونستم این مسئله رو باور کنم ولی...

در ادامه مطلب بخوانید

موضوعات مرتبط: داستان کوتاه. ترسناک ، ،
برچسب‌ها: داستان کوتاه , ترسناک , دیوانگی , زن همسایه , ماورای طبیعت , جن , روح , داستان ترسناک واقعی , ,

ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : فردا گستر |

 بخش داستان.حکایت...

+18

تازه وارد مصعودیه ((تهران)) شده بودیم شوهرم برای اداره کردن نمایشگاه اتومبیل بیرون رفت منم رفتم آشپزخونه برای درست کردن شام.

ساعت 8 شب بود که دیدم در اتاق خوابم باز شد بعد خیلی اروم بسته شد اولش فکر کردم شاید باد بوده باشه ولی بعد تلوزیون خاموش شد بعد از توی اشپزخونه صدای پچ پچ اومد خیلی ترسیده بودم گفتم شاید دزد باشه اروم رفتم به سمت در خونه که همسایه هارو خبر کنم که ...


در ادامه مطلب بخوانید


موضوعات مرتبط: داستان کوتاه. ترسناک ، ،
برچسب‌ها: داستان , ترسناک واقعی , تازه وارد , از ما بهترون , همزاد , جن , روح , ,

ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : فردا گستر |

+20

 بخش داستان

حوالي ساعت يك نيمه شب بود كه به اتفاق كامران و حميد در ماشين نشسته و در تاريكي محض جاده، چشم به اطراف دوخته بوديم.

بعد از گذراندن يك هفته تعطيلات در شمال اكنون عازم تهران بوديم تا فردا صبح هر كس به دنبال كار خود برود و زندگي معمولي‌اش را آغاز كند.

بين مسير قزوين و كرج بوديم كه ناگهان ماشين خاموش شد... ماشين را به گوشه‌اي هدايت كرديم و كامران پس از چند دقيقه بررسي متوجه شد كه يك سربست باتري شل شده است. با رفع عيب ماشين، كامران به قصد حركت استارت زد كه ناگهان حميد فرياد كشيد:

- كامران يك لحظه صبر كن. بچه‌ها سمت چپ رو نگاه كنين...


در ادامه مطلب بخوانید

موضوعات مرتبط: داستان کوتاه. ترسناک ، ،
برچسب‌ها: داستان , ترسناک واقعی , تو هم , واقعيت , از ما بهترون , همزاد , جن , روح , ,

ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : فردا گستر |

 20+

صحت داستان تایید نمیگردد . نوشته کاربر سایت

الان وقتشه بچه ها.....!
پدر آمد و خبر اسباب کشی را به ما داد و گفت:
بالاخره گرفتمش.
مادر نالید:
نه.....!
داستان از این قرار بود که پدرم در کارخانه لبنیات در حاشیه شهر کار می کرد و مدت ها بود از هزینه
زیاد رفت و آمد به بیرون شهر می نالید.


در ادامه مطلب بخوانید
 

موضوعات مرتبط: داستان کوتاه. ترسناک ، ،
برچسب‌ها: داستان , ترسناک واقعی , اسباب کشی , از ما بهترون , همزاد , جن , روح , ماورای طبیعت , ,

ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : فردا گستر |

بخش داستان (واقعی پند حکایت)

 +18

صحت داستان تایید نمیگردد

ده سال پیش یعنی سال 77.شاید باورتون نشه اما این داستان برای من اتفاق افتاده .من کارمند بانک هستم و کارم افتاده بود توی تبریز.

با هزار مکافات رفتیم تبریز ولی مشکلی که بود این بود که من این شهر رو درست و حسابی نمیشناختم به هرحال منم دنبال یه خونه بودم برای اجاره که توی یه بنگاه ملک خونه ایده آل رو پیدا کردم ؛(یه خونه ویلایی با یه باغ بزرگ در اطرافش)به هرحال با املاکیه رفتیم به اون خونه.از ظاهر که خونه خوبی بود واز خونهه خوشم آمد و اجارهش کردیم. با عیال و دوتا پسرم...


در ادامه مطلب بخوانید


موضوعات مرتبط: داستان کوتاه. ترسناک ، ،
برچسب‌ها: داستان , ترسناک واقعی , جن در تبریز , داستان ترسناک , بانک , از ما بهترون , همزاد , جن , روح , ماورای طبیعت , ,

ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : فردا گستر |

 18+

صحت داستان تایید نمیگردد

حدود 6ماه تقریبا هر روز آزار این جن ها رو دیدم راستش مسئله برمیگرده به زمانی که همه خواب بودن و من باید برای دانشگاه درس میخوندم...


در ادامه مطلب بخوانید


موضوعات مرتبط: داستان کوتاه. ترسناک ، ،
برچسب‌ها: داستان , ترسناک واقعی , سهراب , داستان ترسناک , از ما بهترون , همزاد , جن , روح , ماورای طبیعت , ,

ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : فردا گستر |

ماجرا از زبان‌ جسدی که پس‌ از 45 دقيقه‌ زنده‌ شد 

اختلاف‌ نظرات‌ زيادي‌ در زمينه‌ يادآوري‌خاطرات‌ زمان‌ مرگ‌ توسط كساني‌ كه‌ تجربه‌ مرگ‌داشته‌اند وجود دارد. عده‌اي‌ اين‌ يادآوري‌ رانوعي‌ توهم‌ مي‌دانند كه‌ البته‌ با دلايل‌ محكم‌ علمي‌مي‌توان‌ آن‌ را ثابت‌ كرد كه‌ وقتي‌ فقط چند دقيقه‌(حدود 4 دقيقه‌) اكسيژن‌ به‌ مغز نرسد، فرد دچارمرگ‌ مغزي‌ مي‌شود . . . 

در ادامه مطلب بخوانید

 

موضوعات مرتبط: داستان کوتاه. ترسناک ، ،
برچسب‌ها: داستان کوتاه , واقعی , جسد , 45 دقيقه‌ , , , , , , زنده‌ شدن , حکایت , زنده شدن مرده , ,

ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : فردا گستر |

 15+

صحت داستان تایید نمیگردد
در گوشه ای از شهر تهران پیرزنی شیطان پرست که رو به موت بود خانه خود را وقف شیطان کرد و دار فانی را وداع گفت فرزندان وی خانه را به فروش گذاشتند و به آقای ساعدی که یکی از...


در ادامه مطلب بخوانید

موضوعات مرتبط: داستان کوتاه. ترسناک ، ،
برچسب‌ها: داستان , ترسناک واقعی , خانه , از ما بهترون , همزاد , جن , روح , ماورای طبیعت , ,

ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : فردا گستر |
صفحه قبل 1 2 3 صفحه بعد
.: Weblog Themes By VatanSkin :.